الشيخ علي اكبر النهاوندي

252

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

جملهء مراتب كماليّه ، مقامى منيع و مكانى رفيع داشته و روايات آن مخدّره از چند امام همام ، در كتب اماميّه ثبت و ضبط است . مخصوصا شب ولادت حضرت حجّت عليه السّلام امام حسن عسكرى عليه السّلام آن عقيلهء عاقله را نگاه داشت و بنا به روايتى ، احضار فرمود تا ولادت با سعادت مهدى موعود را معاينه نموده ، در موقع خود ، خواصّ شيعه را بياگاهاند ، بلكه او را به اين معنى امر فرمود . چنان‌چه در روايت شيخ طوسى « 1 » است كه جناب حكيمه خاتون گفت : سه روز بعد از ولادت فرزند برادرزاده‌ام ، بدان‌جا رفتم ، هرچه تجسّس كردم ، اثرى از آن مولود نيافتم و نامى از وى نشنيدم و خوش نداشتم پرسش كنم ، چون خدمت امام عسكرى عليه السّلام شرفياب شدم ، خود حضرت ابتدا به سخن كرده ، فرمود : يا عمّه ! في كنف اللّه و حرزه و ستره و غيبة حتّى يأذن اللّه له فإذا غيّب اللّه شخصى و توفّانى و رأيت شيعتى قد اختلفوا فاخبر الثّقات منهم و ليكن عندك و عندهم مكتوما فانّ ولىّ اللّه يغيّبه اللّه و يحجبه عن عباده ؛ اى عمّه ! آن مولود ، در كنف حمايت خدا و جايگاه حفاظت او است و آفتاب جمالش زير پردهء غيبت الهى نهفته است . چون خدا ، مرا از دنيا برد و ديدى شيعيان من راه اختلاف سپردند ، آنانى كه محلّ وثوق‌اند ، آگاه كن ! اين امر ، بايد نزد تو و ايشان مكتوم باشد ، چراكه مشيّت الهى بر آن تعلّق يافته كه ولىّ خود را غايب و از ديدهء بندگانش ، محجوب فرمايد . ثانيا ؛ آن‌كه اگر مىگويند : ما اماميّه در وجود ، حيات و اصل ولادت حضرت حجّت بن الحسن - ارواحنا فداه - به شهادت يك زن ، تمسّك جسته‌ايم ؛ دروغى پيدا و فريه‌اى هويدا است ، زيرا بر احدى پوشيده نيست كه اماميّهء اثنا عشريّه ، وجود ، حيات ، امامت ، مهدويّت و قائميّت حضرت حجّة بن الحسن را از روى دو مأخذ و دو اساس محكم رزين ، ثابت و مبرهن داشته‌اند . اوّل ؛ شهادت جمعى كثير و جمّى غفير از قرابات ، خواصّ خدم ، خانواده ، ثقات و

--> ( 1 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 237 - 234 .